طاوس پیکر
لغت نامه دهخدا
طاوس پیکر. [ وو پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) با پیکری چون پیکر طاوس. با اندام زیبا و رنگارنگ:
دگر ره لعبت طاوس پیکر
گشاد از درج لؤلؤ تنگ شکر.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) با اندام زیبا و رنگارنگ.
جمله سازی با طاوس پیکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته باز بلبل باغ را طاوس پیکر یافته
💡 آن ملکه با پوششی از جواهرات درخشان و لباسهای رنگارنگ، همچون یک موجود طاوس پیکر بر تخت سلطنت نشسته بود و همه با تحسین به او مینگریستند.
💡 شاعر در اشعار خود از زیبایی بینظیر آن پرنده با توصیف طاوس پیکر استفاده کرد تا شکوه و عظمت طبیعت را به تصویر بکشد.
💡 در رویاهای اساطیری، موجوداتی با ظاهر طاوس پیکر و بالهای پهن دیده میشدند که نماد زیبایی، غرور و قدرتهای ماوراء طبیعی در افسانهها بودند.