لغت نامه دهخدا
ماغ پیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) که پیکری چون ماغ دارد:
برآمد زاغ رنگ و ماغ پیکر
یکی تیغ از ستیغ کوه قارن.منوچهری.و رجوع به ماغ شود.
ماغ پیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) که پیکری چون ماغ دارد:
برآمد زاغ رنگ و ماغ پیکر
یکی تیغ از ستیغ کوه قارن.منوچهری.و رجوع به ماغ شود.
که پیکری چون ماغ دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای تحویل پیکر کشتهشدگان نیز از خانواده آنها تعهد گرفته میشود.
💡 از صورت او حور شد آراسته صورت وز پیکر او ماه شد افراخته پیکر
💡 چنان باد کارت به عالم که باشی ز رتبت قدم بر دو پیکر نهاده
💡 نیاز گر بدرد پیکر مرا از هم نبینی از پی کار نیاز پیکارم
💡 ز بیم آتش تیغت، که دارد پیکر از آهن گرفته آتش و آهن مکان اندر دل خارا
💡 پیکر نیکتا اسفندانی، ۲۹ آبان ۱۳۹۸ در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.