طاو

لغت نامه دهخدا

طاو. [ وِن ] ( ع ص ) طَو. گرسنه. ( منتهی الارب ) ( دهار ). || گرسنه دارنده خود را. طاویة مثله فیهما. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || پیچنده. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

گرسنه یا گرسنه دارنده خود را

جمله سازی با طاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریده گل ز مستی جیب ناموس مغنی بلبلان در رقص طاو وس

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز