صوان

لغت نامه دهخدا

صوان. [ ص َ / ص ِ / ص ُ ] ( ع اِ ) جامه دان. ( منتهی الارب ). تخته جامه. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). ج، اَصوِنَه. ( اقرب الموارد ). || هر چیز که جامه ها در آن نهند از جونه یا تخت یا سفط. ( از سرالادب ثعالبی ). صندوق رخت. ( دهار ). || ( ص ) حافظ. ساتر. حاجب:
جز چنین خرقه نخواهد شد صوان
نور ما را برنتابد غیر آن.مولوی.
صوان. [ ص ُوْ وا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صائن. رجوع به صائن شود.
صوان. [ ص َوْ وا ] ( ع اِ ) ج ِ صَوّانَة. رجوع بدین کلمه شود.

فرهنگ عمید

هرنوع محفظۀ نگه داری اشیا، مانند جامه دان یا صندوقچه.

فرهنگ فارسی

جامه دان، جای لباس، کمد، صندوق لباس یاکتاب
صوانه

جمله سازی با صوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وگر بستر بپوشد هنر غرض آنست که شهره گردد در دانش و صوان داری

💡 جز چنین خرقه نخواهد شد صوان نور ما را بر نتابد غیر آن

💡 از ۸۰ کرسی حزبی ائتلاف نیروهای ملی به رهبری محمود جبرئیل توانست ۳۹ کرسی را به دست آورد و پس از او حزب عدالت و سازندگی شاخهٔ اخوان‌المسلمین لیبی به رهبری محمد صوان ۱۷ کرسی برنده شد.

دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز