لغت نامه دهخدا
صدر صدور. [ ص َ رِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رئیس رؤساء. بزرگ بزرگان:
بشنو از اخبار آن صدر صدور
لاصلوة تم الا بالحضور.مولوی.رجوع به صدر شود.
صدر صدور. [ ص َ رِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رئیس رؤساء. بزرگ بزرگان:
بشنو از اخبار آن صدر صدور
لاصلوة تم الا بالحضور.مولوی.رجوع به صدر شود.
رئیس روسا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه فروغی نشدی تا نکرد بندگی صدر صدور ای صنم