صافی گشتن

لغت نامه دهخدا

صافی گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پاکیزه شدن. روشن شدن. شفاف شدن:
روز خوش گشت و هواصافی و گیتی خرم
آبها جاری و می روشن و دلها بی غم.فرخی.نماز شامگاهی گشت صافی
ز روی آسمان ابر معکن. منوچهری.|| مسخر شدن. مسلم شدن: اسکندر رومی که ذوالقرنین بود بیامد و دارا کشته شد و ملک او را صافی گشت. ( فارسنامه ابن بلخی ص 16 ).

فرهنگ فارسی

پاکیزه شدن

جمله سازی با صافی گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سَقاهُمْرَبُّهُمْچِبوَد بیندیش طَهُوْرا چیست صافی گشتن از خویش

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز