شوریده حال

لغت نامه دهخدا

شوریده حال.[ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) دیوانه و مجنون. ( از ناظم الاطباء ). || آشفته. مجذوب. شیدا:
یکی پیش شوریده حالی نوشت
که دوزخ تمنا کنی یا بهشت.سعدی.ندانی که شوریده حالان مست
چرا برفشانند در رقص دست.سعدی.مدر پرده یار شوریده حال
نه طیبت حرام است و غیبت حلال.سعدی.بدان ماند اندرز شوریده حال
که گوئی به کژدم گزیده منال.سعدی.

فرهنگ عمید

آشفته، پریشان حال.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آشفته پریشان. ۲ - عاشق. ۳ - مجنون.

جمله سازی با شوریده حال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کافر است این عاشق شوریده حال ای مسلمانان کافرکش تعال

💡 ز هر کجا که غمی پای در رکاب آرد نشان صائب شوریده حال می گیرد

💡 چندین غزل که مردم از آن رقص میکنند تأثیر وجد عاشق شوریده حال تست

💡 بدان ماند اندرز شوریده حال که گویی به کژدم گزیده منال

💡 بود یک پروانه شوریده حال جان شیرین کرده بر آتش حلال

💡 مدر پرده بر یار شوریده حال نه طیبت حرام است و غیبت حلال!

رسوب‌گذاری یعنی چه؟
رسوب‌گذاری یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز