شاداب دل

لغت نامه دهخدا

شاداب دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) شادمان و خوشدل. ( فهرست ولف ):
بتنگی نداد ایچ سهراب دل
فرود آمد از باره شاداب دل.فردوسی.براهب چنین گفت پس شهریار
که شاداب دل باش و به روزگار.فردوسی.

فرهنگ فارسی

شادمان و خوشدل

جمله سازی با شاداب دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به راهب چنین گفت پس شهریار که شاداب دل باش و به روزگار

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز