سینه خیز
مترادفها
چهار دست و پا، خزیدن
متضادها
راه رفتن
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمص. ) حرکتی که ضمن آن بدن از پاها تا زیر سینه روی زمین است و شخص با بلند کردن سر و سینه و فشار دو دستش روی زمین خود را جلو می کشد.
ویکی واژه
حرکتی که ضمن آن بدن از پاها تا زیر سینه روی زمین است و شخص با بلند کردن سر و سینه و فشار دو دستش روی زمین خود را جلو میکشد.
جمله سازی با سینه خیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زندانیان در بدو ورود به کهریزک، برهنه فقط با یک زیرشلواری مجبور بودند روی سنگ و خار و خاشاک و آسفالت سینه خیز بروند و همزمان مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند یا تا حد ضعف «بشین پاشو» و «کلاغ پر» میرفتند.
💡 سربازان با حرکت سینه خیز در میان علفهای بلند و پوشیده از سنگ، سعی داشتند بدون جلب توجه دشمن به موقعیت استراتژیک خود برسند.
💡 در آن بازی هیجانانگیز، کودکان به صورت سینه خیز از میان تونلهای پارچهای عبور میکردند تا بتوانند به مرحله بعدی مسابقه دست پیدا کنند.
💡 برای عبور از زیر سیمهای فلزی و حساس، او مجبور شد به صورت سینه خیز و با دقت بسیار زیاد از مسیر تعیین شده حرکت کند.