سماخ

مترادف‌ها

سماق

لغت نامه دهخدا

سماخ. [ س ِ ] ( ع اِ ) سوراخ گوش. ( از غیاث ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به صماخ شود. || مسخرگی. ( لغت نامه فرس اسدی ).

فرهنگ عمید

= صماخ

فرهنگ فارسی

سوراخ گوش. یا مسخرگی

جمله سازی با سماخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در گویش اصفهانی به آن سماخ پالون میگویند.

💡 ادویه سماخ با طعم ترش و خاص خود، یکی از عناصر اصلی در تهیه انواع سالادهای سنتی و غذاهای خاورمیانه‌ای بسیار لذیذ است.

💡 در بسیاری از رستوران‌های سنتی، برای تزیین انواع کباب‌ها و غذاهای مختلف از پودر قرمز رنگ و خوش‌طعم سماخ استفاده می‌شود.

💡 تهیه سماخ با کیفیت بالا مستلزم انتخاب بهترین میوه‌های رسیده و سپس خشک کردن و آسیاب کردن آن‌ها به روشی کاملاً اصولی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران