سماخ
مترادفها
سماق
لغت نامه دهخدا
سماخ. [ س ِ ] ( ع اِ ) سوراخ گوش. ( از غیاث ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به صماخ شود. || مسخرگی. ( لغت نامه فرس اسدی ).
فرهنگ عمید
= صماخ
فرهنگ فارسی
سوراخ گوش. یا مسخرگی
جمله سازی با سماخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گویش اصفهانی به آن سماخ پالون میگویند.