لغت نامه دهخدا
سلکک. [ س ِ ک َ ] ( اِ مصغر )مصغر سلک است که ناودان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
سلکک. [ س ِ ک َ ] ( اِ مصغر )مصغر سلک است که ناودان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
ناودان کوچک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فی الجمله منتصف شوال سنه ثلث و اربعین و اربعمایه از بصره بیرون آمدیم و در زورق نشستیم از شهر ابله تا چهار فرسنگ که میآمدیم از هر دو طرف نهر باغ و بستان و کوشک و منظر بود که هیچ بریده نشد و شاخهها از این نهر به هر جانب باز میشد که هر یک مقداری رودی بود. چون به شاطی عثمان رسیدیم فرود آمدیم برابر شهر ابله و آن جا مقام کردیم، هفدهم در کشتی بزرگ که آن را بوصی میگفتند نشستیم و خلق بسیار از جوانب که آن کشتی را میدیدند دعا میکردند که: «یا بوصی سلکک الله تعالی».