سالار قوم

سالار قوم

«سالار قوم» به معنای فردی است که در میان یک قوم یا گروه، مقام رهبری و ریاست دارد و دیگران از او پیروی می‌کنند. این واژه برای اشاره به شخصی به کار می‌رود که در امور جمعی پیشگام و تصمیم‌گیرنده است. سالار قوم معمولاً از نظر جایگاه اجتماعی، نفوذ و اعتبار بالاتری نسبت به دیگران دارد. در گذشته این عنوان برای بزرگان، سران قبایل و فرماندهان استفاده می‌شد. چنین فردی مسئول هدایت، سامان‌دهی و مدیریت امور گروه خود بود. در برخی کاربردها، «سالار» به معنای سرلشکر یا فرمانده نیز آمده است. بنابراین این ترکیب نشان‌دهنده مقام رهبری و پیشوایی است. معنای آن بر برتری سازمانی و نقش مدیریتی تأکید دارد. این واژه بیشتر در متون تاریخی و ادبی دیده می‌شود.

مترادف‌ها

رئیس قبیله، رهبر قوم، پیشوای قوم

متضادها

پیرو، تابع، متبوع

لغت نامه دهخدا

سالار قوم. [ رِ ق َ / قُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رئیس و مهتر قوم. ( ناظم الاطباء ). سرلشکر. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رئیس و مهتر قوم

جمله سازی با سالار قوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی به لطف گوی که سالار قوم را با گفت و گوی خلق بباید تحملی

💡 در داستان‌های قدیمی و اسطوره‌ای، سالار قوم با خرد و شجاعت فراوان خود، همه را در برابر حملات دشمن متحد و یکپارچه نگه می‌داشت.

💡 انتخاب یک سالار قوم مقتدر و دانا می‌تواند باعث ثبات سیاسی و اجتماعی در میان قبایل مختلف و جلوگیری از اختلافات داخلی شود.

💡 او که به عنوان سالار قوم شناخته می‌شد، مسئولیت بسیار سنگینی برای حفظ سنت‌ها و مدیریت منابع طبیعی منطقه بر عهده داشت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران