ساغر صهبا

لغت نامه دهخدا

ساغر صهبا. [غ َ رِ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یک پیاله شراب سرخ. ( استینگاس ). رجوع به ساغر و رجوع به صهبا شود.

فرهنگ فارسی

یک پیاله شراب سرخ

جمله سازی با ساغر صهبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرد ساقی چمن بلبل عاشق را مست زان می لعل که بر ساغر صهبا آورد

💡 از دست تو ما ساغر صهبا زده‌ایم بر فرق فلک ز بی‌خودی پا زده‌ایم

💡 آن کن به جای من زلطافت که روز بزم عکس رخت به ساغر صهبا کند همی

💡 طرب لعل تو می را برسانید به کام جان شیرین به لب ساغر صهبا آورد

💡 با خیال نرگس مستت خیالی عاقبت توبه بشکست و چو لاله ساغر صهبا گرفت

💡 تا بر جمال لاله به ساغر خوری شراب لاله به شکل ساغر صهبا شود همی

زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز