ساعت سنگین

لغت نامه دهخدا

ساعت سنگین. [ ع َ ت ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ساعت منحوس. ( غیاث از مصطلحات ). ساعت نحس. ساعت عقرب. ( مجموعه مترادفات ) ( آنندراج ). ساعت بد. ( استینگاس ).

فرهنگ فارسی

ساعت منحوس

جمله سازی با ساعت سنگین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از زنخدان تو دل را نیست امید نجات دلو ما در ساعت سنگین به چاه افتاده است

💡 مانع گرمروان ساعت سنگین نشود سیل از کوه گرانسنگ به تمکین نشود

💡 در کدامین ساعت سنگین ندانم کوه غم در زمین سینه ما خاکساران جا گرفت

💡 برنمی خیزد ز شور حشر، یارب بخت من در کدامین ساعت سنگین به بالین سر نهاد

💡 نرفت زنگ غم از دل به باده، حیرانم که در چه ساعت سنگین مرا به دل جا کرد

💡 در میان دارد دل تنگ مرا آسودگی این شرر در ساعت سنگین به سنگ افتاده است