ساز نواختن

مترادف‌ها

نواختن، آهنگسازی

لغت نامه دهخدا

ساز نواختن. [ ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) ساز زدن. زدن و نواختن یکی از آلات موسیقی:
سعادت به من روی بنمود باز
نوازنده ساز بنواخت ساز.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زدن و نواختن یکی از آلتهای موسیقی ساز زدن.

جمله سازی با ساز نواختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علی اکبر فراهانی صاحب سه پسر بود: حسن، عبدالله، و حسینقلی. حسن هنرمندی برجسته بود اما در جوانی درگذشت. خود علی‌اکبر فراهانی هم زیاد عمر نکرد و پس از مرگ او، برادرزاده‌اش آقا غلامحسین فراهانی جانشین او در دربار شد و با همسر وی ازدواج کرد و به پسران او ساز نواختن آموخت. آقا حسینقلی و میرزا عبدالله فراهانی در زمان فوت علی‌اکبر کودک بودند و موسیقی را نزد آقا غلامحسین فرا گرفتند.

💡 او با مهارت بسیار بالایی شروع به ساز نواختن کرد و ملودی زیبایی را در فضای سالن پخش کرد که همه را کاملاً مجذوب خود کرد.

💡 وقتی در میان دوستان و خانواده شروع به ساز نواختن کرد، همه با اشتیاق به او گوش می‌دادند و از موسیقی او لذت می‌بردند.

💡 گاهی اوقات برخی افراد برای جلب توجه دیگران، شروع به ساز نواختن و ایجاد سر و صدای بیهوده می‌کنند که باعث آزار همسایه‌ها می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران