زردچهره

لغت نامه دهخدا

زردچهره. [ زَ چ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) آنکه صورتش زردرنگ و پژمرده باشد. || پژمرده. افسرده. ( فرهنگ فارسی معین ). || مایل به زردی || پسر و یا دختر صاف روی خوشنما و خوشگل. || زن پیر ریشدار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. زردرو، کسی که چهره اش زردرنگ باشد.
۲. [مجاز] پژمرده، افسرده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه صورتش زرد رنگ و پژمرده باشد. ۲ - پژمرده افسرده.
آنکه صورتش زرد رنگ و پژمرده باشد پژمرده افسرده مایل بزردیپسر و یا دختر صاف روی خوش نما و خوشگل زن پیر ریش دار

جمله سازی با زردچهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای زردچهره صبح دغا، وصل کم گزین وی لعبت شب شبه‌گون هجر کم فزای

حلاجت یعنی چه؟
حلاجت یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز