کلمه «زجان» در زبان فارسی مخفف «از جان» است و بیشتر در شعر و نثر ادبی برای بیان احساسات عمیق به کار میرود. این اصطلاح به صورت ترکیبی و کوتاه شده، نزد شاعران و نویسندگان برای سبکآفرینی و موسیقی کلام رایج بوده است. «زجان» معمولاً برای بیان دلبستگی، علاقه یا تعلق قلبی به کسی یا چیزی استفاده میشود و بار عاطفی قوی دارد. برای مثال در شعر «رفتی ز برم ولی نرفتی ز ضمیر، باز آی که جانی و زجان نیست گزیر» که نشاندهنده جدایی و دلتنگی است. در این جمله، «زجان» بیانگر احساسات درونی و پیوند عمیق میان گوینده و مخاطب یا معشوق است. این واژه در نثر کلاسیک نیز دیده میشود، اما کاربرد آن در شعر به دلیل وزن و قافیه بیشتر برجسته است. این کلمه بار معنایی احساسی و معنوی دارد و نشاندهنده تعلق روح و جان به فرد یا مفهوم مورد نظر است. در آثار ادبی، به کار بردن این نوع مخففها باعث ایجاد لحن شاعرانه، روان و موزون در متن میشود.
زجان
لغت نامه دهخدا
زجان. [ زَج ْ جا ] ( اِخ ) موضعی است واقع در میان راه «سبته » به «فاس » در اندلس. ( از الحلل السندسیه ج 1 ص 68 ).
جمله سازی با زجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بکرشمه اگر از عاشق خود جان ببری تو براهل دل ای دوست زجان دوستری
💡 دل بدخواه هماناکه زجان سیرشدست که بآب لب شمشیرتوشدتشنه جگر
💡 نترسید او زجان خویش زنهار بخوست اینجایگه از عجز دلدار
💡 به کنجی نشسته صبور و خمول زجان سیر و از زندگانی ملول
💡 گه دل ز دل و گاه زجان برگیرم زان بس دل ازو اگر توان برگیرم