زبدان

لغت نامه دهخدا

زبدان. [ زُ ] ( اِخ ) منزلی است میان بعلبک و دمشق. ( از تاج العروس ). بگفته نصر موضعی است میان دمشق و بعلبک و من گمان میکنم این سخن سهو است و آنرا با زَبَدانی اشتباه کرده اند. ( معجم البلدان ). رجوع به زبدانی شود.

جمله سازی با زبدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا نباشی حریف بی خردان که نکو کار بد شود زبدان

💡 ما، بد زبدان غیر بدی هیچ نیاید او هی کند احسان و به احسان بفزاید

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران