روباه بازی

لغت نامه دهخدا

روباه بازی. ( حامص مرکب ) حیله. حیله گری. حیله بازی. ( ناظم الاطباء ). مکر. فند و فریب. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). مکاری. نیرنگ بازی. رجوع به روباه بازو روباه بازی کردن و روبه باز و روبه بازی کردن شود.
- روباه بازی درآوردن؛ روباه بازی کردن. رجوع به روباه بازی کردن شود.
|| فقر یا ضعف نمودن به دروغ. تماوت و تمارض.

فرهنگ عمید

مکر، فریب، حیله گری، نیرنگ بازی.
* روباه بازی درآوردن: [عامیانه، مجاز] خود را ضعیف و افتاده و بی نوا و ترسو وانمود ساختن.

جمله سازی با روباه بازی

💡 مکن روباه بازی شیر مردا خموشی پیشه کن کاین ره عیان است

💡 دائم از روباه بازی خواب خرگوشم دهد لیک در رخ شیروش در کین دل بگذاردم

💡 سگ آن گله نفس صاحبش بود که از روباه بازی بود خشنود

💡 غلط گفتم ای شه نه شیر است چرخ به روباه بازی دلیرست چرخ

💡 عمر گوید رَضِیَ اللّهُ عنه [اِسْتَقاموا] یعنی که روباه بازی نکند.

💡 مکن روباه بازی و بیارام که پیه گرگ در مالیدت ایام

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز