راز و نیاز
مترادفها
مناجات، راز و رمز
لغت نامه دهخدا
راز و نیاز.[ زُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مرکب از راز بمعنی گفتگوی پنهانی و نیاز بمعنی خواهش و تمنا:
زاهد چو از نماز تو کاری نمیرود
هم مستی شبانه و راز و نیاز من.حافظ.و رجوع به راز و نیاز کردن شود.
|| ( اِ مرکب ) یکی از گوشه های دستگاه همایون. ( سرگذشت موسیقی ایران ص 497 ).
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - گفتن ما فی الضمیر ( با معشوق ) درد دل. ۲ - گوشهایست در همایون.
جمله سازی با راز و نیاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگه کرد و بگشاد راز و نیاز بدو گفت کای دلبر عشوه باز
💡 چقدر حوصله باید که گداز آموزم تا دو دل را روش راز و نیاز آموزم
💡 یا رب عنایتی که شود گاه بندگی خالص به پیشگاه تو راز و نیاز ما
💡 ای دل به جهانت ار بود راز و نیاز زنهار مکن تو هیچکس محرم راز
💡 میان عاقلان زهد و نماز است میان عاشقان راز و نیاز است