لغت نامه دهخدا
راتی. ( ع ص، اِ ) عالم خدائی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). عالم خدای. ( آنندراج ).
راتی. ( حامص ) رادی. رادمردی.در اوستا راتی آمده از مصدر «را» که بمعنی بخشیدن ودادن است. اراتی با حرف نفی «اَ» بمعنی نارادی یا ناجوانمردی و لئامت است. ( فرهنگ ایران باستان ص 95 ).