روان سازی
مترادفها
تسهیل، هموار سازی
متضادها
گره خوردن، پیچیده شدن، اختلال
فرهنگستان زبان و ادب
[سرامیک] ← لخته زدایی
دانشنامه آزاد فارسی
روان سازی (fluidization)
فرآیندی که طی آن، توده ای از ذرات جامد، براثر ارتعاش یا عبور گاز، مانند سیال رفتار کند. بیشتر خسارات زمین لرزه ها را به روان سازی خاک های سطحی طی ارتعاشات زمین لرزه نسبت می دهند. جریان خاکستر در فوران های آتشفشانی نمونۀ دیگری از این پدیده است.
جمله سازی با روان سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گه به یک لحظه کنی عالم نگون گه روان سازی بعالم جوی خون
💡 گه زآتش گلستان سازی به دهر گه تو کوهی را روان سازی بدهر
💡 مگر بگورم از آن جایگه روان سازی که نیست قریه آن سو ترک ز عبادان
💡 هم مگر موجی زنی ای بحر جود اندرین صحرا روان سازی چو رود
💡 دولت با هدف روانسازی فرآیندهای اداری، تلاش میکند تا زمان لازم برای دریافت مدارک از ادارات مختلف را به حداقل ممکن برساند.
💡 استفاده از تکنولوژیهای جدید و نرمافزارهای پیشرفته در خط تولید، به روانسازی مراحل ساخت و کاهش هزینههای اضافی کارخانه کمک شایانی کرده است.
💡 روانسازی ارتباطات میان بخشهای مختلف یک سازمان بزرگ، یکی از کلیدیترین عوامل برای افزایش بهرهوری و رسیدن به اهداف تعیین شده است.