رسانده

لغت نامه دهخدا

رسانده. [ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف ) متصل شده. ( فرهنگ فارسی معین ). الحاق شده. اتصال داده شده. ( یادداشت مؤلف ). || انتقال داده. || حمل کرده. || ابلاغ شده. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رساندن شود.

فرهنگ عمید

۱. ابلاغ شده.
۲. متصل شده.
۳. [قدیمی] پرورانده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - متصل شده. ۲ - انتقال داده ۳ - حمل کرده. ۴ - ابلاغ شده.

جمله سازی با رسانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز غرور ناز فعیتی‌ که به ما رسانده پیام تو چقدر شکسته‌کلاه دل خم طاق نسبت چینی‌ات

💡 سروش حبیبی نیز این اثر را ترجمه کرده و نشر چشمه آن را به‌چاپ رسانده است.

💡 بابت رسانده خدمت خود را به منتها هان ابتدای خدمت تو است ای خجسته کار

💡 نکته ۱: صادقی جمعاً ۳۱۶ بازی رسمی برای استقلال انجام داده و ۱۶ گل به ثمر رسانده است و با ۲۵۸ بازی رکورددار بازی برای استقلال در لیگ برتر است.

💡 او تا به اینجا ۱۷ بازی برای تیم ملی آرژانتین انجام داده و ۳ گل به ثمر رسانده است و سابقه قهرمانی جهان با این تیم را دارد، وی همچنین در تیم های پایه آرژانتین هم بازی کرده است.

💡 این باده ای که آن لب میگون رسانده است چون نار شق کند دل بسیار شیشه را

غندجان یعنی چه؟
غندجان یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز