لغت نامه دهخدا
رافیا. ( اِخ ) که تلفظ ترکی آن رافیه است، نام قصبه ای است در سرحد مصر و سوریه و 18 میلی جنوب باختری غزه که امروزه رفح نامیده میشود. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ). رجوع به رَفح در این لغتنامه و ایران باستان ج 3 ص 2106 شود.
رافیا. ( اِخ ) که تلفظ ترکی آن رافیه است، نام قصبه ای است در سرحد مصر و سوریه و 18 میلی جنوب باختری غزه که امروزه رفح نامیده میشود. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ). رجوع به رَفح در این لغتنامه و ایران باستان ج 3 ص 2106 شود.
که تلفظ ترکی آن رافیه نام قصبه ایست در سر حد مصر و سوریه و ۱۸ میلی جنوب باختری غزه که امروزه رفح نامیده می شود.
رافیا (Raphia)
جنسی از درختان نخل حاره ای. ۲۸ گونه از آن ها در افریقا، ماداگاسکار، و امریکای جنوبی یافت می شود. برخی برگ هایی بزرگ و سنبله هایی با میوه های غول پیکر دارند که وزن میوۀ آن ها به ۹۰ کیلوگرم می رسد. برگ های جوان نخل رافیای افریقایی Raphia farinifera مانند طناب اند و در ساخت سبد به کار می روند. از عصارۀ شیرین نخل خیزران R. vinifera و نخل شراب R. hookeri برای فرآوری شراب استفاده می کنند.
💡 سلوکیان به جز سپاهیان مقدونی-یونانی - که بخشی از آن از شهرهای یونانینشین فراهم میآمد- از مردمان بومی نیز در جنگها بهره میبردند، برای نمونه در نبرد رافیا که میان سلوکیها و دودمان بطلمیوسی مصر باستان در ۲۱۷ رخداد از ۶۸هزار سپاهی سلوکی ۱۲ هزار تن از مردمان لودیه، پارس، تراکیه، کادوسیان، کردوک، داهی، کوسیان، عرب و کیلیکیها بودند. از ایرانیان بیشتر در یگانهای کمانداران و فلاخناندازان بهره میگرفتند.