لغت نامه دهخدا
زبان قال. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) سرایش. بر خلاف زبان حال. ( ناظم الاطباء ).
زبان قال. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) سرایش. بر خلاف زبان حال. ( ناظم الاطباء ).
سرایش بر خلاف زبان حال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زبان قال و قیل عشق مگوی خیز و دل را به آب صدق بشوی
💡 در زبان قال کذبست آن ولیک در زبان حال پر صدقست و نیک
💡 چون زبان قال گردد در سئوال گور لال داردت ثابت قدم فی الحال بر عهد قدیم
💡 من زبان قال دارم او زبان حال را از دل مجروح نی بشنو تو نی از نای و چنگ
💡 نطق من در وقت عرض حال می گردد گره حال چون آمد زبان قال می گردد گره