لغت نامه دهخدا
زال رعنا. [ ل ِ رَ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) بمعنی زال بدافعال است که کنایه از دنیای ناپایدار باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ):
دولتش را نوعروسی دان که عکس زیورش
دیده این زال رعنا برنتابد بیش از این.خاقانی.
زال رعنا. [ ل ِ رَ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) بمعنی زال بدافعال است که کنایه از دنیای ناپایدار باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ):
دولتش را نوعروسی دان که عکس زیورش
دیده این زال رعنا برنتابد بیش از این.خاقانی.
بمعنی زال بد افعال که کنایه از دنیای نا پایدار باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمان ابروی این زال رعنا به جادوی ید بیضا شکسته
💡 دولتش را نوعروسی دان که عکس زیورش دیدهٔ این زال رعنا برنتابد بیش از این