لغت نامه دهخدا
زارتر. [ ت َ ] ( ص تفضیلی ) خوارتر. زبون تر. دلخراش تر. رجوع به زار شود.
زارتر. [ ت َ ] ( ص تفضیلی ) خوارتر. زبون تر. دلخراش تر. رجوع به زار شود.
خوار تر زبون تر دلخراشتر
💡 الهی چون با خود نگرم و کردار خود بینم گویم از من زار تر کیست ؟ و چون با تو نگرم و خود را در بندگی تو بینم گویم از من بزرگوار تر کیست:
💡 هیچ موئی شکافته از بالا زار تر زان میان لاغر نیست
💡 من زار و دل غمزده هم زار تر از من در عشق تو کس نیست گرفتارتر از من
💡 در کوی بتان نیست کسی زار تر از من در پیش عزیزان جهان خوارتر از من