روبارو

لغت نامه دهخدا

روبارو. ( ص مرکب، ق مرکب ) روبرو. مواجه. مقابل. ( از آنندراج ). روباروی:
همه چون سبزه روبارو نشسته
چو داغ لاله هم زانو نشسته.زلالی ( از آنندراج ).رجوع به روباروی و روبرو شود.

فرهنگ عمید

۱. برابر هم، روبه رو، روی درروی، رویاروی.
۲. از مقابل.

فرهنگ فارسی

روبرو، روی درروی، برابرهم، رویاروی هم گفته اند

جمله سازی با روبارو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو دورخ هر دو روبارو نهادند ز بوسه قفل با یکسو نهادند

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز