رب الفلق
مترادفها
پروردگار سپیدهدم، خداوند صبح
لغت نامه دهخدا
رب الفلق. [ رَب ْ بُل ْ ف َ ل َ ] ( اِخ ) پروردگار شکافنده صبح. خدا. پروردگار: قل اعوذ برب الفلق... ( قرآن 1/113 )؛ بگو پناه میگیرم به پروردگار شکافنده صبح. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ج 10ص 395 ).
مرده باید بود پیش حکم حق
تا بیاید رحمت از رب الفلق.مولوی.
فرهنگ عمید
پروردگار سپیده دم، خدای تعالی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پروردگار شکافنده صبح خدای تعالی: مرده باید بود پیش حکم حق تا بیاید رحمت از رب الفلق. (مثنوی )
پروردگار شکافند. صبح خدا
جمله سازی با رب الفلق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی بنگر که فاعل غیر حق نیست صباحت خوش جز از رب الفلق نیست
💡 سرم در چرخ کی گنجد که سر بخشیده فضل است دلم شاد است و می گوید غم رب الفلق دارم
💡 فالق اصباحی و رب الفلق باز کنی صد در و گویی درآ