رامش طلب

لغت نامه دهخدا

رامش طلب. [ م ِ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) طلبنده رامش. خواهنده رامش. خواهنده عشرت و طرب و شادی. شادی خواه. عشرت طلب. جوینده خوشی. رامشجو.رجوع به رامشجوی و رامشخواه در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

طلبند. رامش. خواهند. رامش. خواهند. عشرت و طرب و شادی.

جمله سازی با رامش طلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرجا به عودسوزی رامش طلب ‌کند هرجا به‌کینه‌توزی پرخاشخر بود

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز