خشت مال
مترادفها
فریب، تقلب، نیرنگ، حیله
لغت نامه دهخدا
خشت مال. [ خ ِ ] ( نف مرکب ) خشت ساز. خشت زن. خشت درست کن. ( از ناظم الاطباء ). قالب دار. ( یادداشت مؤلف ):
چو قالب بیک مشت گل خشت مال
دهان مرا بسته از قیل و قال.وحید ( از آنندراج ).به آبش چو کف تر کند خشتمال
شود خشت و قالب چو بدر و هلال.ملاطغرا ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
(خِ ) (ص فا. ) آن که شغلش درست کردن خشت است، خشت زن.
فرهنگ عمید
= خشت کار
جمله سازی با خشت مال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آن خشت مال دغای درشت گه خاکبوس ارجهندت به پشت