خردمندی

لغت نامه دهخدا

خردمندی. [ خ ِ رَ م َ ] ( حامص مرکب ) رزانت. ( زمخشری ). حَصافة. ( دهار ). زیرکی. عقل. هوش. حکمت. هوشیاری. هوشمندی. بصیرت. ( ناظم الاطباء ). فرزانگی. لُب. نُهْیة، بخردی. ( یادداشت بخط مؤلف ):
بنزدیک او شرم و آهستگی است
خردمندی و رای و شایستگی است.فردوسی.کنون از خردمندی اردشیر
سخن بشنو و یک بیک یاد گیر.فردوسی.ز خشنودی ایزد اندیشه کن
خردمندی و راستی پیشه کن.فردوسی.ز پیروزی شاه و مردانگی
خردمندی و شرم و فرزانگی.فردوسی.سیاوش از آن کار بد بیگناه
خردمندی وی بدانست شاه.فردوسی.چو خواهی که نامت بماند بجای
پسر را خرمندی آموز و رای.سعدی ( بوستان ).با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست
صورتی هرگز ندیدم کین همه معنی در اوست.سعدی.بوالعجبی های خیالت ببست
چشم خردمندی و فرزانگی.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ عمید

خردمند بودن.

فرهنگ فارسی

خردمند بودن عاقل بودن.

جمله سازی با خردمندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در مستقبل باید که پادشاه نااهلان را محرم اسرار ندارد و تا خردمندی آزموده نباشد در مهمی با او مشورت نفرماید، و از مجالست بی باک و بدگوهر بر اطلاق پرهیز کردن فرض شناسد.

💡 برو ای عقل از عاشق مجو رأی خردمندی که عشقش در درون آمد ز خلوت عقل بیرون شد

💡 از خردمندی و حکمت هرگز این اندر خورد کز پی نانی به دست فاسقی گردم اسیر

💡 آن شجر کاو را همه ساله به فر بخت توست از هنرمندی شکوفه وز خردمندی ثمر

💡 نیکلای گوگول در مورد افسانه‌های کریلوف را «کتاب خردمندی خود ملت» بیان کرده‌است. اصالت راستین، زبان لایزال و خوش نقشِ به نوبه خود ثروتمند، خلاقیت کریلوف را در اوج پیشرفت افسانهٔ روسی و او را در ردیف سرآمدان جهانی این ژانر قرار دادند.

💡 آنچه اینجا ماند خواهد چند پویی گرد آن گرد آن گرد ار خردمندی که آن با خود بری

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز