دام کشیدن

لغت نامه دهخدا

دام کشیدن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دام نهادن. دام گستردن. تله نهادن. دام نهادن. ( از غیاث اللغات ذیل دام ). || برداشتن دام. || نجات بخشیدن گرفتاری را.

فرهنگ فارسی

دام نهادن

جمله سازی با دام کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق کشد سلسله بر استخوان رسم بود دام کشیدن نهان

💡 صید را شرط نباشد همه در دام کشیدن به کمند تو فتادم که نگهدار من آیی

💡 رشته پروانه تنیدن که چه بر مگسی دام کشیدن که چه

علوم قران یعنی چه؟
علوم قران یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز