خداداده

لغت نامه دهخدا

خداداده. [ خ ُ دَ /دِ ] ( ن مف مرکب ) عطای الهی. بخشش الهی:
خداداد ما را چنین دستگاه
خداداده را چون توان بست راه.نظامی.چو شه دید گنج فرستاده را
چهار آرزوی خداداده را.نظامی.بملک خداداده خرسند باش
مکن ز آهنین چنگ شیران تراش.نظامی.کار خود گر بخدا بازگذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی.حافظ.با خدادادگان ستیزه مکن
کآن خداداده را خدا داده.؟ || فطری. جبلی. موهوبی:
ترا که که حسن خداداده هست و حجله بخت
چه حاجتست که مشاطه ات بیاراید.حافظ.

فرهنگ عمید

چیزی که خداوند بخشیده است، خدا داد.

فرهنگ فارسی

عطای الهی بخشش الهی

جمله سازی با خداداده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعیش کوش و بشادی گرای، کت شب عید دو تازه دوست خداداده رفته از شب نیم

💡 تو را که حُسنِ خداداده هست و حجلهٔ بخت چه حاجت است که مَشّاطِه‌ات بیاراید

💡 برو ای صورت چین و زخدا شرم بدار حسن خود جلوه بر آن حسن خداداده مده

💡 این ملک خداداده خداوند ترا داد وین تاج رسول عربی بر تو فرستاد

💡 کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

💡 زیب مشاطه صفایی ندهد آن بهتر که قناعت به همان حسن خداداده کنی

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز