لغت نامه دهخدا
درونگرا. [ دَ گ َ / گ ِ ]( نف مرکب ) در اصطلاح روانشناسی، متمایل به درون. متوجه به درون خود. باطن نگر. رجوع به درونگرائی شود.
درونگرا. [ دَ گ َ / گ ِ ]( نف مرکب ) در اصطلاح روانشناسی، متمایل به درون. متوجه به درون خود. باطن نگر. رجوع به درونگرائی شود.
در اصطلاح روانشناسی متمایل به درون متوجه به درون خود باطن نگر
{introvert} [روان شناسی] فردی که توجه و هیجان هایش معطوف به خود است
فردی که توجه و هیجانهایش معطوف به خود است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای اطمینان پیدا کردن از عملکرد خطی حتی در بدترین حالت، میتوان از الگوریتم پیچیدهتری برای تعیین عنصر محوری استفاده کرد. برای این امر میتوان از الگوریتم میانهی میانهها کمک گرفت. البته سربار محاسباتی تعیین عنصر محوری در این روش زیاد است و در عمل از این الگوریتم استفاده نمیشود؛ به همین دلیل میتوان از انتخاب درونگرا استفاده کرد که با ترکیب انتخاب سریع با میانهٔ میانهها، هم در حالت میانگین و هم در بدترین حالت، عملکردی خطی را نتیجه میدهد.
💡 اصطلاح اوتیسم اولین بار توسط بلویلر برای توصیف وضعیت بیماران اسکیزوفرنیک به کار برده شد. البته زمینه اوتیستیک به عنوان یک صفت شخصیتی ممکن است در افراد خجول و درونگرا و منزوی مشاهده شود. شدیدترین فرم آن هم یکی از علائم اولیه اسکیزوفرنی است که بهوسیله بلویلر شرح داده شدهاست.