لغت نامه دهخدا
دام گستردن.[ گ ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) دام پهن کردن. نصب کردن دام. دام گذاشتن. دام نهادن. تله نهادن. دام گستریدن.
دام گستردن.[ گ ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) دام پهن کردن. نصب کردن دام. دام گذاشتن. دام نهادن. تله نهادن. دام گستریدن.
دام پهن کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جدا از همه کوشش و علم و کار جز از دام گستردن و از شکار
💡 زلف تو دامست و دایم بر دو رخ گسترده دام گر نه صیادی چه حاجت دام گستردن مدام