لغت نامه دهخدا
دادپیشه. [ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) که عدالت پیشه دارد. عدل پیشه. که عدل پیشه دارد:
برد سرهنگ دادپیشه زپیش
آن پریچهره را بخانه خویش.نظامی.
دادپیشه. [ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) که عدالت پیشه دارد. عدل پیشه. که عدل پیشه دارد:
برد سرهنگ دادپیشه زپیش
آن پریچهره را بخانه خویش.نظامی.
عدالت پیشه دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه کو عدل و داد پیشه کند پادشاهیش بیخ و ریشه کند
💡 بیداد دور کن ز دل و داد پیشه کن تا مهربان دلم نشود بر تو کینه ور