لغت نامه دهخدا
خمدار. [ خ َ] ( نف مرکب ) تابدار. ملتوی. مجعد. ( ناظم الاطباء ).
خمدار. [ خ َ] ( نف مرکب ) تابدار. ملتوی. مجعد. ( ناظم الاطباء ).
دارای پیچ وخم، تاب دار.
💡 چند سازی ز زلف خم در خم دار اسلام کافرستانی
💡 بادگیر چپقی نوع ششم بادگیر است که به جای فضای مکعبی شکل خارجی، سازنده از ایجاد چند لولهٔ خم دار (زانو مانند) برای حجم خارجی بادگیر استفاده کردهاست، اما کانالها و قسمتها ی داخلی مانند نمونههای چند طرفه است این نوع بادگیر تنها در سیرجان دیده شدهاست. نماسازی بادگیر خود از ویژگیهای خاصی برخوردار است و در نهایت ظرافت به وسیلهٔ آجر کاری یا گچ بری ساخته میشود.