لغت نامه دهخدا
ذاک. [ ک َ ] ( ع اِ ) اسم اشاره به مذکر بعید است. آن.
ذاک. [ کِن ْ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ذکو. ذاکی. مسک ٌ ذاک، مشکی تیزبوی. مشکی تندبوی.
ذاک. [ ک َ ] ( ع اِ ) اسم اشاره به مذکر بعید است. آن.
ذاک. [ کِن ْ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ذکو. ذاکی. مسک ٌ ذاک، مشکی تیزبوی. مشکی تندبوی.
نعت فاعلی از ذکو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا رعی اللّه سرب هذا الزّمان اذ دهانا فی مثل ذاک اللّسان
💡 و شاهدت ماء شابه الروح فی الصفا و یعشق ذاک الماء ما هو نار
💡 امشب ای ساقی بدور انداز جام مثل ذاک اللیل ما جازالمنام
💡 اجعل الخضر لامری سببا ذاک او امضی و اسری حقبا
💡 جد طلب آسیب او ای ذوفنون لا یمس ذاک الا المطهرون