ذات شد

مترادف‌ها

هستی یافت، شد، گردید

لغت نامه دهخدا

ذات شد. [ ت ُ ش َدد ] ( اِخ ) رجوع بذات شَل شود.

جمله سازی با ذات شد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو باشد اتحاد جمله بر ذات شد آن ذات‌الاحد جامع در اسمات

💡 صفات و ذات شد موصوف و منصور یکی بنمود کل مقصود منصور

💡 در اینجا پرده آمد پاره پاره حقیقت ذات شد بر خود نظاره

💡 یکی دید و دم از یکی زد اینجا درون ذات شد در دید یکتا

💡 هر ذره گرچه مظهر خورشید ذات شد دارد ظهور خاص بهر جای ذات تو

💡 چو آدم ذات شد در قرب اعیان صفات ذات شد پیدا و پنهان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران