دژپسند
لغت نامه دهخدا
دژپسند. [ دُ پ َ س َ ] ( نف مرکب ) دژپسندنده. بدپسند. مشکل پسند. دیرپسند. دشوارپسند. پسندنده چیز بد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). کسی که امری مکروه و سخت را پسندد. بدپسند و مشکل پسند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
مگر دژخیم ویسه دژپسند است.( ویس و رامین، از آنندراج ).|| زاهد و پرهیزگار. ( برهان ). متقی. پارسا. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( ~. پَ سَ )(ص فا. ) بدپسند، دشوار - پسند.
فرهنگ عمید
۱. بدپسند.
۲. دشوارپسند.
۳. کسی که امر سخت و دشواری را بپسندد.
۴. زاهد، پارسا، پرهیزگار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی که امری مکروه و سخت را پسندد بد پسند. ۲ - زاهد پرهیزگار متقی.
دژ پسندنده بد پسند مشکل پسند دیر پسند دشوار پسند.
ویکی واژه
بدپسند، دشوار - پسند.
جمله سازی با دژپسند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد علیرضابیگی نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی مجلس و در تشریح سؤال خود از فرهاد دژپسند وزیر امور اقتصادی و دارایی درباره نوع واگذاری شرکت ایران ایرتور اظهار داشت: از زمان مجلس دهم خصوصیسازیها کلید خورد و ما در آن زمان شاهد خصوصیسازیهای ناروا و واگذاریهای خاص بودیم و از دوران مجلس دهم به موضوع خصوصیسازیها ورود کردیم. همچنین عضو هیئت تحقیق و تفحص از سازمان خصوصیسازی در نامهای به وزیر اقتصاد ضمن برشمردن تخلفات وزارت اقتصاد در واگذاری «ایران ایرتور» اعلام کرد: این شرکت ۹۹ میلیون دلار بدهی دارد.