دهان شویه
مترادفها
دهانشویه
لغت نامه دهخدا
دهان شویه. [ دَ ی َ ] ( اِ مرکب ) وسیله شستشوی دهان. پارچه نازکی که در میان آن اسفرزه یا چیزی شبیه به آن ریزند وبر سر آن چوبی تنک بندند و دهان مریض را بدان شویند. ( یادداشت مؤلف ). || داروی جامد یا مایعکه بدان درون دهان پاکیزه کنند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
وسیله شستشوی دهان.
فرهنگستان زبان و ادب
{mouthwash, mouth-rinse} [علوم دارویی] محلولی که برای شست وشوی دهان به کار می رود
جمله سازی با دهان شویه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در استعمال خارجی جوشانده ۱۵۰ گرم ریزوم آن در یک لیتر آب به شکلغرغره یا دهان شویه برای التیام زخم، ناراحتیهای حلق، سفت کردن لثههای نرم، التهابات لثه، لوزتین یا گلو و بهصورت تزریق در دستگاه تناسلی، جهت ترشحاتزنانگی و رفع ورم مجاری ادرار، اثرات مفیدی دارد. جوشانده انجبار بهصورت تنقیه جهت رفع اسهال، بواسیر، درمان خراشهای ناحیه مقعد و برای واریس و مداوای زخمها و اولسرها بهصورت تأثیر دادن رویآنها مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 پزشک دندانپزشک توصیه کرد که برای حفظ سلامت لثهها، حتماً بعد از مسواک زدن از یک دهان شویه ضد باکتری استفاده کنم.
💡 استفاده مداوم از دهان شویه حاوی فلوراید میتواند به تقویت مینای دندان و جلوگیری از پوسیدگیهای ناشی از مواد قندی کمک کند.
💡 اگر میخواهید همیشه نفس تازهای داشته باشید، بهتر است یک بطری دهان شویه با طعم نعنا را همیشه در کیف خود داشته باشید.