دغل کار
مترادفها
حیلهگر، فریبکار، کلاهبردار، شیاد
متضادها
درستکار، صادق، امانتدار
لغت نامه دهخدا
دغل کار. [ دَغ َ ] ( ص مرکب ) حیله باز و مکار. دغلباز:
زآنکه این مشتی دغل کار سیه دل، تا نه دیر
همچو بید پوده می ریزند درتحت التراب.عطار.
فرهنگ عمید
۱. مکار، حیله گر.
۲. کسی که چیزی را برای گمراه ساختن خریدار تغییر صورت بدهد.
فرهنگ فارسی
حیله باز و مکار.
مکار، حیله گر، کسی که چیزی رابرای گمراه ساختن، خریدارتغییرصورت بدهد، حیله گری، مکاری
جمله سازی با دغل کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین پنداشت آن قلب دغل کار که نبود مرد از قلبش خبردار
💡 باده ده ای ساقی جان باده بیدرد و دغل کار ندارم جز از این گر بزیم تا به اجل
💡 همه شب در بر رندان دغل کار آن ترک قبا پوش چه بود