دست ساخته

مترادف‌ها

ساخته شده، دست‌ساز

متضادها

ماشینی، کارخانه‌ای

فرهنگستان زبان و ادب

{artifact / artefact} [باستان شناسی] آنچه بشر ساخته یا شکل داده یا از آن استفاده کرده است، از نوع اشیا، سازه ها، وسایل، بافت ها، آرایه ها، سفالینه ها، سلاح ها و آثار هنری

جمله سازی با دست ساخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اما از دورهٔ خشایارشا به بعد به واسطهٔ عدم لیاقت شاهنشاهان هخامنشی وضع اقتصادی هخامنشیان دچار رکود شد و مالیات بومیان ساکن ایران را خرد می‌کرد فزونی پی در پی خراج و آزمندی مأموران هخامنشی که دو عامل برجسته بودند، مانع پیشرفت و گسترش کشاورزی و آبیاری، داد و ستد و بازرگانی و تولید فراورده‌های دست ساخته می‌شد که همه از ویژگی‌های روزگار آغازین و پر آرامش شاهنشاهی هخامنشی از دورهٔ کوروش تا خشایارشا بودند و مایهٔ رونق و بهره جویی بسیاری از مردم می‌شدند.

💡 خشت‌های گلی اریحا با دست ساخته شده و در آفتاب خشک می‌شدند.

💡 خرید محصولات دست ساخته توسط هنرمندان محلی می‌تواند راهی عالی برای حمایت از اقتصاد بومی و حفظ هنرهای سنتی در برابر تولیدات صنعتی باشد.

💡 این ظروف سفالی که با دقت بسیار زیاد و به صورت دست ساخته شده‌اند، ارزش هنری و مادی بسیار بالایی برای مجموعه‌داران دارند.

💡 در بازار صنایع دستی، مشتریان همیشه به دنبال قطعات دست ساخته هستند که در آن‌ها روح و خلاقیت هنرمند به وضوح دیده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران