درشت تنی
مترادفها
تنومند، درشتجثه، قویهیکل
متضادها
لاغر، نحیف، ریزنقش
فرهنگستان زبان و ادب
{macrosomia} [تغذیه] دارا بودن بیش از چهارهزار گرم وزن در هنگام تولد
جمله سازی با درشت تنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدینگونه از زخمهای درشت تنی پنجه از نامداران بکشت
💡 آن مرد درشت تنی که در ابتدای داستان توصیف شده بود، با قامتی بلند و شانههای پهن، تمام توجه حاضران را در آن مهمانی بسیار شلوغ به خود جلب کرد.
💡 برخلاف تصور همگان که فکر میکردند او ضعیف است، او مردی درشت تنی بود که توانایی انجام کارهای بسیار سنگین و دشوار را در محیطهای سخت داشت.
💡 در فیلمهای تاریخی، معمولاً شخصیتهای قدرتمند و جنگجو به صورت مردانی درشت تنی نمایش داده میشوند تا ابهت و قدرت نظامی آنها برای مخاطب ملموستر باشد.