دررفت

لغت نامه دهخدا

دررفت. [ دَرْ، رَ ] ( اِ مرکب ) خرج و هزینه. مقابل درآمد که دخل باشد. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. دررفتن، بیرون شدن.
۲. (اسم ) [مقابل دخل] [عامیانه، مجاز] خرج، هزینه، دررو.

جمله سازی با دررفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این بازی ایتالیا در ابتدا با گل دقیقه ۸ روبرتو بونینسنیا پیش افتاد و تا آخرین لحظات بازی برنده مسابقه بود، اما در دقیقه ۹۰ کارل-هاینتس شنلینگر تنها گل ملی خود را به ثمر رساند تا آلمان بازی را در ۹۰ دقیقه با تساوی به پایان برساند. در این بازی شانه فرانتس بکن‌باوئر دررفت ولی چون آلمان ۲ تعویض خود را انجام داده بود او باقی مسابقه را با شانه آتل بندی شده ادامه داد.

💡 در تور دو فرانس ۲۰۱۰ نیز اشلک فاصلهٔ کمی با قهرمانی داشت و با اختلاف ۳۹ ثانیه با کونتادور، دوم شد. او برندهٔ رده‌بندی رکابزن جوان نیز شد. در یک مرحلهٔ کوهستانی، زنجیر چرخ اشلک دررفت و مجبور شد برای تعمیر دوچرخهٔ خود توقف کند. در پایان این مرحله، اشلک ۳۹ ثانیه زمان نسبت به کونتادور از دست داد. اشلک توانست دو مرحله از تور را با پیروزی به پایان برساند و شش روز، پیراهن طلایی را به تن داشت.

💡 پس گستاخ وار دررفت و بیرون آورد، و ابوحنیفه گفت: این کودک حلالزاده نیست.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز