لغت نامه دهخدا
دامان پر. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) سپید جنگل.
دامان پر. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) سپید جنگل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر از سنگین دلان گردد زمین دامان پر سنگی به کبک مست من دامان کهسارست پنداری
💡 بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد از بساط خار با دامان پر گل بگذرد
💡 بی فروغ عشق نتوان کرد دامان پر ز اشگ شمع روشن میشود تا دیده را گریان کند
💡 مرا دامان پر از آلایش و دارم امید آن که بخشایند جرم ما طفیل پاکدامانها
💡 خاطرم دامان پر گل گشته از یاد رخت عاشقان را، نیست باغ دلگشایی غیر تو
💡 کوری چشم رقیبان زان گلستان امید نیست گر دامان پر گل، چشم پرخاریم هست