واژه «داغ شدن» در زبان فارسی به حالتی اشاره دارد که در آن یک جسم یا یک فرد بر اثر افزایش حرارت، فشار یا تحریک بیرونی به وضعیت گرمای شدید و قابل احساس میرسد. این تعبیر در معنای فیزیکی برای توصیف افزایش دما در اشیایی مانند فلزات، ظروف یا سطوحی به کار میرود که در اثر تماس با منبع حرارت، به شدت گرم میشوند. در چنین حالتی جسم نهتنها گرم، بلکه به مرحلهای از حرارت میرسد که لمس یا نزدیک شدن به آن میتواند آزاردهنده یا خطرناک باشد. علاوه بر معنای فیزیکی، «داغ شدن» در زبان روزمره کاربرد مجازی نیز دارد و برای بیان افزایش هیجان، عصبانیت یا تحریک احساسات در انسانها استفاده میشود. در این کاربرد، فردی که «داغ شده» است معمولاً تحت تأثیر احساسات شدید مانند خشم یا شور قرار گرفته و کنترل آرامش خود را تا حدی از دست میدهد. همچنین این واژه میتواند در موقعیتهای اجتماعی یا رقابتی به معنای بالا گرفتن تنش یا شدت گرفتن رقابت میان افراد یا گروهها باشد. در برخی موارد نیز «داغ شدن» برای بیان شهرت یا محبوبیت ناگهانی یک موضوع یا شخص در میان مردم به کار میرود که نشاندهنده افزایش توجه عمومی است. این واژه در گفتار غیررسمی بسیار رایج است و بسته به زمینه، معنای دقیق آن تغییر میکند. در مجموع، «داغ شدن» مفهومی چندوجهی دارد که هم به وضعیت حرارتی و هم به حالات احساسی و اجتماعی اشاره میکند. بنابراین فهم درست آن وابسته به بافت جمله و موقعیتی است که در آن استفاده میشود.
داغ شدن
لغت نامه دهخدا
داغ شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اثر و نشان داغ بر او پدید آمدن. با آهن تفته سوخته شدن بدن انسان یا حیوان. || بصورت داغ، آلت آهنین که بدان بدن حیوانات یا بندگان را نشان کنند، درآمدن. همانند آلت داغ گردیدن:
زآنکه داغ آهنین آخر دوای دردهاست
ز آتشین آه من آهن داغ شد بر پای من.خاقانی. || گرم شدن. بسیار گرم و سوزان شدن. ( از ناظم الاطباء ). سخت گرم شدن. و رجوع به مجموعه مترادفات ص 8 شود.
- داغ شدن آب؛ آهن یا طلا یا سنگ را تاب داده چند بار در آب انداختن و این قسم آب مقوی معده باشد. ( آنندراج ). رجوع به داغ گردیدن شود.
|| کنایه از عیب دار گردیدن. ( برهان ). عیب دار شدن. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). || شهرت یافتن. || کهنه و مستعمل بودن. ( برهان ). کنایه از کهنه شدن بود و از اینست که کهنه را داغینه گویند. ( انجمن آرا ). رجوع به داغینه شود. || در حسرت چیزی ماندن. || کنایه از آزرده شدن بشدت. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). بغایت آزرده شدن. ( برهان ):
چو با عارضت دف مقابل شود
دل ماه داغ از جلاجل شود.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بسیار گرم شدن. ۲- بسیار آزرده شدن. ۳ - عیب دار شدن معیوب شدن ۴ - شهرت یافتن. ۵ - کهنه بودن مستعمل بودن.
جمله سازی با داغ شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اضطراب و تپش و سوختن و داغ شدن آنچه دارد پر پروانه همان دارد شمع
💡 تورم کیهانی پس از زمانی بین −۳۲۱۰ تا −۳۳۱۰ ثانیه متوقف شد؛ در حالی که حجم جهان تقریباً با فاکتور ۷۸۱۰ افزایش یافته بود و داغ شدن مجدد اتفاق افتاد تا جاییکه جهان دمای کافی برای تولید یک یک پلاسمای کوارک-گلوئون و همچنین ذرات بنیادی دیگر را پیداکرد.