داغ سوختن

لغت نامه دهخدا

داغ سوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) صاحب آنندراج این ترکیب را آورده است با شواهد زیرین:
کشیدم ناله از بس در غمت نی در فغان آمد
بدل داغ تو چندان سوختم کآتش بجان آمد.فطرت.سینه باز حسرتم رشک برون شد از درون
بسکه بهر طرف درو داغ شکار سوختم.طالب آملی.خورشید تا ز داغ غمت سوخت بر جگر
تا شد سپند خال ترا مجمر آینه.ثنائی.

جمله سازی با داغ سوختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به‌ کی بینم به چشم بسته داغ سوختن همچو اخگر کاش مژگان واکند خاکسترم

💡 چنان ز عشق به دل داغ سوختن بردم که بعد مرگ ز خاکم سپند می‌روید

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز