لغت نامه دهخدا
دادخواهنده. [ خوا / خا هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دادخواه. عدالت جو. ج، دادخواهندگان:
بگفتی که ای دادخواهندگان
بیزدان پناهید از بدگمان.فردوسی.
دادخواهنده. [ خوا / خا هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دادخواه. عدالت جو. ج، دادخواهندگان:
بگفتی که ای دادخواهندگان
بیزدان پناهید از بدگمان.فردوسی.
داد خواه. عدالت جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلیح و سلب داد خواهنده را قوی کرد پشت پناهنده را